پسرم ارشیاپسرم ارشیا، تا این لحظه: 20 سال و 1 ماه و 15 روز سن داره
دخترم هانیادخترم هانیا، تا این لحظه: 14 سال و 11 ماه و 6 روز سن داره

یادداشتهای مامان

یلدا مبارک....

سلام فندق های مامان .....   یلداتون مبارک . چه سخاوتمند است پاییز. .که شکوه بلندترین شبش را عاشقانه پیشکش تولد زمستان کرد...            زمستانتان سفید و سلامت...                                                             یلدایتان مبارک....     خوب فندق های مامان عکسهای شب یلداتون هم محفوظه . انشالله میزارم براتون.البته بگم که طبق معمول هانیا خانم دوباره مثل همیشه تو گرفتن عکس اذیت کرد و نذاشت عکسی ازش بگیریم .... ...
4 دی 1395

همسری تولدت مبارک ....

سلام عزیزای دلم ....    اومدم تا از طرف خودم و شما دو تا وروجک تولد بابایی رو بهش تبریک بگم .دیروز یعنی ۲۱ آذر ماه تولد بابایی بود .    انشالله که همیشه سالم و سرحال  و سر زنده باشه و سایه اش همیشه بالای سرمون باشه. انشالله که من زنده باشم و    بتونم بیام و از تولد ۱۲۰ سالگی باباتون براتون بنویسم و تبریک بگم بهش .    همسری امیدوارم که در زندگی به همه ی آرزوهای خوب و قشنگت برسی .             خیلی خیلی خیلی دوستت دارم عزیزم در کنار تو بیش از اندازه احساس خوشحالی و خوشبختی میکنم عزیزم. .
22 آذر 1395

یک روز خوب

سلام خوشگلای خاله اینم عکسای یک روز خوب در کنار خاله شیوا و امیرارسلان                             ...
9 آذر 1395

عکس تولد

سلام عزیزای خاله خوبید خوشگلای من؟؟؟؟ خاله اومده تا عکسای تولدتون رو واستون بذاره آخه فعلا کامپیوتر مامان خرابه نمیتونه واستون عکس بذاره   اینجا هانیا خانوم قهر کرده                 خب اینم از عکسا ،خوشگلای خاله ایشالا که صدو بیست ساله بشید و خنده مهمون همیشگی لباتون باشه دوستون دارم یه دنیا ...
9 آذر 1395

تولد هانی ....

سلااااام جوجوهام...   اومدم بگم که هانی گلی هم وارد شش سال شد و پنج سا ل قشنگ  زندگیش رو پشت سر گذاشت . مامانی خیلی ناراحته   آخه نمیتونه از لحظات خوب و مهم زندگیتون فعلا عکسی به یادگار بذاره براتون . امیدوارم که کامپیوتر هر چه زودتر درست بشه    تا بتونم عکسای خوشگلتون رو همشو یکی یکی بزارم براتون یادگاری .    جونم براتون بگه که چون توی شهریور ماه تولد هانی گلی رو با ارشیا گلی با هم گرفتیم دیگه توی آبان ماه که تاریخ اصلی ش       بود رو جشن نگرفتیم ولی چون همش میگفتی مامان پس کی میشه شیش سالم تا بزرگ بشم و خانوم  بشم به خاطر همین برات یه کیک تولد کوچولو گرفتیم تا...
27 آبان 1395

پایان مهرماه....

سلام  فندق هام ....   خوبین . مامانی اومد تا بگه مهرماه  هم با همه ی بی مهری ها و خوبی هاشو بدیهاش به پایان رسید و جای خودش رو به    آبانماه شیرین داد. ماهی که هانیا رو به مامانش هدیه داد. آره عزیزانم این ماه  . ماه تولد هانی کوچولو  هست و ماه    شیرینیه. چون باعث شد که زندگی ما هم شیرین تر بشه . خوشگلام.    توی ماه مهر اتفاق خاصی نیوفتاد که بخوام براتون به یادگار بزارم عزیزانم. فقط اینکه ارشیا گلیم درس و مدرسشو به    به خوبی داره انجام میده و  و کلاس زبانشو ادامه میده و هانیا گلی هم ترم چهار آی مت هست و همچنان داره ادامه میده ا   البته این ترم...
15 آبان 1395

اولین روزهای مدرسه ....

سلاااااااااام فندق های مامانی .... اومدم از اولین روزا مدرسه بگم براتون و شروع سال تحصیلی جدید .... جونم براتون بگه که جیگر ای مامانی ، روز سوم مهرماه من و بابایی و هانیا گلی ، ارشیا گلی رو  همراهی کردیم تا مدرسه ی جدیدش . اونجا سر صف وایسادن و کلاس بندی شدن و ارشیا گلی افتاد توی کلاس پنجم ۲ . و اسم معلمش هم شد آقای رضایی .    خلاصه اولین هفته هم شیفت ظهر بودی و ساعت ۱۲/۵ رفتیم و تا تو کلاس بندی شدی و رفتی تو کلاست و ما هم ساعت ۳ بود که اومدیم خونه و قرار شد ساعت ۵ هم بیام دنبالت ، خلاصه عصر ساعت ۵ تعطیل شدی و اومدم دنبالت و برات دنبال سرویس میگشتم تا با سرویس بری و بیای چون من با وجود هانی گلی نمیتونستم ببرم و بیارم...
9 مهر 1395